غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
299
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
نرسيد در بعضى از كتب معتبره مسطور است كه راضى بعد از وقوع آن امر پشيمان گشته اطبا را بمداواى دست ابن مقله مأمور گردانيد و چون آن جراحت ملتئم گرديد ابن مقله قلم را بر ساعد بسته كتابت ميكرد و بكفايت از راضى منصب وزارت مىطلبيد و چون ابن راتق بر داعيهء او اطلاع يافت فرمود تا زبان او را نيز بريده بزندانش بردند و ابن مقله در حبس بسر مىبرد تا در سنهء سبع و عشرين و ثلاثمائه از عالم رحلت كرد و او در سلك مشاهير وزراء عظام و اعاظم فضلاء گرام انتظام داشت و در ايام دولت و اقبال و اوان وزارت و استقلال رايت جود و سخاوت برافراشت خطى كه از مشاهدهء صورتش بصر بصيرت حظى كامل يافتى در سلك اختراع منتظم گردانيد و بقلم گوهربار سحرآثار رقم نسخ بر خطوط خوشنويسان اقطار آفاق كشيد از غرائب اتفاقات آنكه ابن مقله وزارت سه خليفه كرد و در ايام حيات سه مصحف بقلم درآورد و او را سه كرت مسافرت اتفاق افتاد و بعد از فوت سه بار مدفون شد و در سنهء مذكوره بجكم بىحكم راضى متوجه بغداد شده ابن راتق بگريخت بجكم سرانجام كليات و جزئيات مهمات را از پيش خود گرفته منصب امير الامرائى يافت و هم درين سال عبد الرحمن بن ابى حاتم محمد بن ادريس صاحب تفسير وفات يافت و در سنهء ثمان و عشرين و ثلاثمائه راضى مبلغ پنجاه هزار دينار نزد ابو طاهر قرمطى فرستاد تا بدرقه حاجيان شود و آن طايفه را به مكه متبركه رساند و او بموجب فرموده عمل نمود و هم درين سال صاحب مصنفات ابو بكر محمد بن بشار الانبارى و شيخ ابو مرتعش نيشاپورى بوادى مهجورى انتقال كردند نام ابو مرتعش عبد اللّه بن محمد بود و در همين سال شيخ ابو على محمد بن عبد الوهاب الثقفى در بلدهء نيشاپور بجوار مغفرت حى غفور شتافت و در سنهء تسع و عشرين راضى به علت استسقا وفات يافت ذكر المتقى لله ابو اسحق ابراهيم بن المقتدر بالله مورخان فضايلپناه آوردهاند كه در وقت راضى بجكم در واسط بود و چون خبر فوت خليفه شنود مسرعى ببغداد فرستاده پيغام داد كه علما و قضاة و اشراف بنى هاشم با يكى از اولاد عباس كه شايستهء منصب خلافت باشد بيعت كنند اكابر دار السلام بعد از تقديم مشورت ابراهيم بن المقتدر را بر سرير خلافت نشاندند و او را المتقى للّه خواندند كشته شدن بجكم به حكم خالق بلاد و عباد و استيلاء ابو عبد اللّه بريدى بر بغداد در ايام خلافت متقى اتفاق افتاد و متقى را در سنهء ثلث و ثلثين و ثلاثمائه توزون را كه از امراء بجكم بود ميل كشيد و او بعد ازين ابتلاء مدتى مديد در عالم بگذرانيد اوقات حياتش شصت سال بود و زمان خلافتش سه سال و يازده ماه سليمان بن حسين مخلد و احمد بن ميمون و محمد بن احمد القرطبى و احمد بن عبد اللّه الاصفهانى در ايام جهانبانى متقى بنوبت رايت وزارت برافراختند و مهمات سركار خلافت را در سلك نظام منتظم ساختند